کجای قصه خوابیدی...
که من توو گریه بیدارم...که هر شب هرمِ دستاتو به آغوشم بدهکارم...تو با دلتنگیای من, تو با این جاده همدستی...تظاهر کن ازم دوری, تظاهر می کنم هستی
+ نوشته شده در جمعه ۲۴ تیر ۱۳۹۰ ساعت 9:25 توسط • سـآیـہ•
|
خدآ