دلـمـ سـاحـلـی مـی خـواهـد بـا قـلقـلکـ مـاسـه هـاش زیـر پـاهـامـ
و گـرمـای انـگـشـت هـات مـیـان دسـت هـامـ. . .
مـهـمـ نـیـسـت هـرچـقـدر هـمـ سـرد !
تـو را بـا خـودمـ بـکـشـانـمـ بـه جـایـی دورتـر از هـر کـجـا
جـایـی دور از هـمـه ی آدمـ هـا !
دورتـر از هـر قـلـب دیـگـری کـه دیـدنـت طـوفـان کـنـد در رگـ هـاش. . .
دورتـر از هـر چـشـمـ دیـگـری کـه دیـدنـت آشـوب کـنـد در اعـمـاقـش. . .
دورتـر از هـر دسـت دیـگـری کـه نـزدیـک کـنـد بـه خـودش دسـت هـات را. . .
مـی خـواهـمـ تـو را از هـمـه بـگـیـرمـ
و جـایـی دور زیـر سـقـف هـر شـب تـا شـب ،
مـن سـتـاره بـشـمـرمـ
و تـو بـرامـ خـدایـی کـنـی. . .
خـیـلـی دورتـر از هـمـه
و خـیـلـی نـزدیـک تـر بـه مـن. . .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 17:21 توسط • سـآیـہ•
|
خدآ