نفس هاتــ می شـود شروع شعرمـ

و ضربـآهنگ قلبتــ می شـود

موسیقـی ترانهـ های نگـفته امـ !

بـاید چشمـت را بـاز کنی

و بـبینی

چهـ کودکـانه ذوق کـرده امـ

حالـا کهـ سرمـ را

اینـگونهـ چسـبانده ای بهـ تختهـ ی سینـه اتــ. . .

و انگشتــ هامـ

قـلمی شـده کهـ گاه روی سـینهـ اتــ شـعر می شـود

و گاه نقـش یکــ قلبــ عاشــق

که حتــی با کوچــکی اش

یکــ تاریــخ خســرو و شــیرین

در خـود جـا داده استـــ. . .