هی فلانی ! چه می گویی از دروغ بودن پایان دنیا ؟!
گیرم که برای تو 21 دسامبر گذشت بی آنکه بمیری !
و برای خیلی های دیگر...
ولی اینجا دخترکی زندگی می کند
که هر لحظه اش بی "او" ،
21 دسامبری را رقم می زند که تمام جهانش را به پایان می رساند :
آب همه ی جهانش را می گیرد...
باران می گیرد در چشم هاش...
و آتش در قلبش...
دخترکی که کلبه ی چوبی رویاهاش را
ثانیه ای نکشیده،
یخچال های قطبی پر می کند ،
فقط وقتی که سرد می شود نگاه های "او"...
اینجا جهان این دخترک به پایان می رسد
در ثانیه ای...
و با جمله ای : "مهم نیست..."
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۱ ساعت 6:19 توسط • سـآیـہ•
|
خدآ