هراسانمــ . . .

و تو آنجا

درستــ روبرویمــ هستی . . .

صدایتــ مــی کنمـ و میــ لرزم . . .

صدایتـ می کنمـ و قدم هامــ می لرزد . . .

می ترسمــ 

بیایمـ و دستمــ را پس بزنیــ

می ترسمــ

نزدیکــ بیایمــ و کنار بکشیــ . . .

می ترسمــ

 نگاهتــ کنمــ و چشمــ ببندیــ . . .

می ترسمــ

بگویمــ دوستتـ  دا... و بگوییــ نداشته باشــ . . .

برای بریدنــ آنقــدر بهانه دستتــ داده امــ

کهــ می ترسمـ بگوییــ

برو . . .

کهـ حتی بگوییـ  نمی خواهمتــ . . .

می ترسمــ . . .

از روال دوستــ  داشتنمــ  می ترسمــ . . .

از خودمــ . . .

سردمـت استــ و می ترسمــ . . .

می خواهمتــ و می ترسمــ . . .