گاه بهـ  نفســ گیر ترینـ  بن بستـ ها میـ  رسی بی آنکـه

دیواری باشــد !

کافی ستــ به این فــکر کنـی که دوریـش تنها دارایی توستــ . . .

کافی ست به فکــر و خـیال هات  پـا بـدهی ،

و هی با خـودت بـگویی شـاید . . .  شـاید  . . . شـاید . . .

کافی ست پیـراهن بــاران بــپوشی

 و روز و شبـهات را بهـ پاییز و زمستانهـایی بسیاری کهـ

بی سایبان دست و آغـوش "او"

تنهاییت را هدفــ بگیرنــد . . .

آن وقتــ پای  رفتنت را کهــ هیچـ !

نفستـ راهم خواهند گرفتـ اینـ  آشوب ــها . . .

بن بستــ  جایی حوالی تنها ماندنـ هاستـ . . .

درستـ چسبیده بهـ  دوری عطــر  نفسهاشــ

 برای پا

گرفتن شعرهای عاشقانه اتـ . . .