فاصـله ی بـین اشکــ و لبخندمـ ثـانیه ای بـیش نـیست.ـ.ـ.
-
بـین دَمـ و بـازدممـ/
-
و یکــ دمِـ بـی بـازدمـ.ـ.ـ.
-
کافـی ست یکـ لحظـه رویـت را بـرگردانـی/
-
کافـی سـت پشتِـ مدام صدات کردن هام/آرامش صدات نباشد...
-
کافـی سـت نـگامـ نـکنی/تـا زمـستانِـ تـمامـِ سالهای بـعد بـه خـانه امـ بـیایـد...
-
آن وقـت حتـی بـی آنـکه بـگویی ،
-
در خـود خواهمـ مـرد...
-
و گـاهی شـبیه هـمین لحظـه/ کهـ احـساس مـی کنم اسـکلتی امـ
-
کهـ تنـها سنـگینـی سـری بـا تـمامـ کـابوس هـا را بهـ دنـبال می کشـد !
-
بـاور می کنمـ کهـ مـن بـی مهربانـی هات
-
سـال هاست زودتـر از مـوعد
-
مـرده امـ...
-
+مـن بـا تـــو/تو دستـای تــو /آرومـ می گیرمــ.ـ.ـ.
-
++کاشــــــــــ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 20:49 توسط • سـآیـہ•
|
خدآ