خـنده کنـار تـو و پـا بهـ پـای خـنده هـات چـقدر مےچـسبـد مــرد مـن !
- وقـتی کهـ لـب هـامـ روی خـوش بهـ لـبخنـد نـشان مـےدهنـد
- و انـگار نهـ انـگار ایـن دخـترکـــ هـمان اسـت
- کهـ بهـ انـدازه ی تـمامـ آدمـ ها
- غـصه خـوردن بـلد اسـت...
- "تــــو"
- هـمـین دو کـلمهـ ,
- تـمامـ "مــن" را چـنان دیـوانهـ کـرده اسـت
- کهـ فکـر مـےکنمـ بـی رؤیــت لـبخنـدت, زنـدگی قـاعـده ای نـامـفهومـ اسـت
- و گـاهی کهـ نـمےخـنـدی ,
- حـتی خـدا هـم قـافیهـ ها را بـاختهـ اسـت...
- +هـمیشـه بـخـنـد عـشقمـ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 8:54 توسط • سـآیـہ•
|
خدآ