• و دیـوآن دیـوآن شعـر مـی ریـزد تـوی سـرت !
  • نقآش می شـوی بـآ نـگاش و بومـ بومـ هـمه چیـز رآ مـی کشـی !
  • درد انتـظآرش رآ ؛
  • دلـتنگـی نـوآزش هـآش رآ ؛
  • بـی خوآبـی آغـوشـش رآ ؛
  • نـاز خنـده هـاش رآ. . .
  • مـی کشـی !
  • هـر چیـزی کـه فـکرش بکنـی رآ می کـشی !
  • جـز دسـت نیـآزت از دامـن خـاطره هـاش رآ. . .
  • می دانـی بـابایی !
  • سخـتی آن هـمه دور مـاندن نـفس هات از اشـتیاق گـوش هامـ ،
  • مـی ارزد بـه لـحظه ای کهـ سـرمـ را. . .
  • و تـنمـ را گـرفتـه اسـت آرامـش آغـوشت ، مـیان دسـت هاش. . .
  • و مـهربانـیت بـوسه بـوسه مـی نـشیـند
  • روی داغـی تـنی کهـ جـهنمـ را با تـو هـر لحـظه تـجربـه مـی کـند. . .