• میـان "مـن" و "نـبودن‌هـات". . .
  • و مـثل هـمـه‌ی ایـن شـب‌ها ، بـاز همـ "من"ـم کهـ از پـا مـی‌افـتد ؛
  • صـحنـه‌ی جـرمـ ، هـمیـن چـند وجـب ارتـفاع تـخت‌مـان اسـت
  • کهـ پـای کـشتـن دلـمـ کهـ در میـان باشـد ،
  • از هـرچهـ اورسـت یخـبنـدان‌تـر مـن را بهـ سقـوط مـی‌کشـانـد. . .
  • و قـشنـگـی‌اش بهـ هـمیـن بـاران‌هـای شـبانـه اسـت
  • کهـ بـند نـمـی‌آیـد تـا نـکنـد ردی از تـو بـجا بـمانـد !
  • و یـک وقـت پـای هـر شـب جـان‌کـندنمـ ، گـیر بـاشـی. . .