بـی تـو کهـ مـی مانمـ ، دلمـ اتـاقـکی چـوبی مـی خواهـد. . .
- آن سـوی تمـامـ آدمـ هـا ؛
- جایـی کهـ دسـت هـیچ کـس بهـ چـشمـ هامـ نـرسد. . .
- حتـی خـدا !
- تنـهامـ بگـذارنـد تـا نـبودنـت را بـی رد هـیچ نـگاهی، بـاران شـومـ. . .
- بـبارمـ تـا دیگـر آسـمان اینـقدر نـگیـرد
- و هـی دسـت و پـا نـزنمـ میـان ایـن همهـ سـکسکهـ ی گـریهـ. . .
- عـکس هـات را وجـب بهـ وجـب دیـوار و سـقف اتـاق بـچسبـانمـ
- تـا بهـ هـر سـمتـی کهـ مـی چرخمـ ، بـبیـنمـت کهـ بـا منـی. . .
- کهـ دیـگر کـسی نـتوانـد حتـی خـیالـت را همـ از مـن بـگیـرد. . .
- کهـ دیـگر ایـن همهـ تـنهایـی چنـگ نـزند گـلوی نفـس هامـ را. . .
+ نوشته شده در پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 17:9 توسط • سـآیـہ•
|
خدآ