• افـسردگـي حــاد کـ بـگیـري
  • و هـر روز تـه رؤیــاهـات بـ خـیابـانـي یـک طـرفـه و بـاران و "تـنهـایـي" خـتمـ شـود ،
  • بــ ایـنجـا کـ مـن رسیـده امـ ! مـي رسـي . . .
  • مـي خـوابـی تـا شـاید در خـوابـت بـ خیـابـانـي یـك طـرفـه و بـاران و "او" بـرسـي . . .
  • مـي خـوابـي تـا تـیك تاك لـعنتـي سـاعـتـت همـ بـخوابـد . . .
  • مـي خـوابـي تـا شایـد آب هـا از آسـیاب بـیفتـد ؛
  • مـي خوابـي تـا شـاید بـیدار كـ شـدي دیـگر بــ هـیچ قـرص خـوابـي آویـزان نـباشـي . . .
  • بـیدار کـ شـدي ، "او بـاشد" . . .
  • بـیدار کـ شـدي دیـگر تـه رؤیـاهات بـ تـنهـایي خـتمـ نـشود . . .
  • ایـن اسـت حـال خـراب ایـن روزهـاي دیـوانـه اي کـ بـ جـنونـش ایـمان آورده !