•  نـه نـبـودنـت را
  • و نـه نـداشـتـنـت و نـه تـحـمـل دردهـایـت را . . .
  • نـه . . . رامـ نـشـده امـ ؛
  • فـقـط  وقـتـی کـه کـاری از دسـتـت بـر نـیـایـد
  • بـایـد بـریـزی در خـودت . . .
  • و بـمـانـی در خـودت
  • و گـریـه شـوی در خـودت
  • و بـغـض شـوی در عـاشـقـانـه هـایـی که بـایـد بـا او . . . ولـی بـی او . . . سـروده مـی شـونـد . . .
  • و . . .
  • و . . .
  • و . .