پـیـشـتـرهـا ؛ خـوابـم کـه نـمـی بـرد ، گـوسـفـنـد مـی شـمـردم . . .
خـوابـم کـه نـمـی بـرد ،
سـتـاره مـی شـمـردمـ . . .
خـوابـم کـه نـمـی بـرد ،
چـشـمـ هـایـمـ را مـی بـسـتـمـ و آخـرش خـواب مـرا مـی بـرد !
دیـشـب . . .
گـوسـفـنـدهـا هـمـه رمـیـده بـودنـد . . .
سـتـاره هـا پـشـت ابـر بـودنـد . . .
فـقـط غـصـه هـا دمـ دسـت بـودنـد ؛
و چـشـمـ هـایـمـ کـه مـهـربـان تـر از هـر خـدایـی ،
از خـجـالـت گـل هـای بـالـشـمـ در آمـد . . .
تـنـمـ یـخ بـسـتـه هـنـوز. . . از سـردی دیـروزت . . .
خـنـدیـدم. . .امـا . . . تـلـقـیـن کـردمـ کـه خـوبـمـ . . .
امـا. . .
حـسـم کـن بـابـایـی . . .
ایـن دیـروزهـا را از تـقـویـمـمـ پـاک کـن . . .
"دل گـیـرم" زود " دلـگـیـر" مـی شـود از خـودش ؛
وقـتـی کـه حـس کـنـی پـای "دوسـت داشـتـنـمـ" مـی لـنـگـد . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۰ ساعت 9:35 توسط • سـآیـہ•
|
خدآ