دوسـت نـداشـتـن تـو=یـک تـاریـخ عـذاب
مـن حـاضـرم
یـک تـنـه "قـوم نـوح" شـوم
در بـرابـر آن هـمـه امـواج کـوبـنـده...طـوفـان و غـرقـآب ...
حـاضـرم بـجـای تـمـامـی "ثـمـودیـان"
اسـکـلـت رؤیـاهـایـم آوار شـود زیـر آن هـمـه زلـزلـه ی ویـرانـگـر وحـشـی ...
حـاضـرم عـذاب "قـوم ابـراهـیـم" بـیـفـتـد بـه جـانـم و هـرچـه دارم را از مـن بـگـیـرنـد ...
حـاضـرم کـه عـذاب "اصحاب مـدین" را بـه جـان بـخـرم زیـر آن ابـر آتـشـبـار ...
و حـتـی یـک شـبـه زیـر و رو شـوم چـنـان قـوم "لـوط" !
ولـی ! "تـــو"هـیـچ وقـت بـه مـن نـگـویـی "دوسـتـت نـدارم". . .
+ نوشته شده در شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ ساعت 17:39 توسط • سـآیـہ•
|
خدآ