...
بین من و تو فاصله ای نیست و باز اینهمه فاصله هست !
آدرس خانه ات را از بادها گرفته ام
و
خط خطی های پیاده رو خیابانتان را فرسنگها فرسنگ پیموده ام
ولی باز نرسیده به اولین درخت کوچه تان
پاهایم سست می شود و انگار نفسم را چیزی فجیع قورت می دهد
و
باز من می مانم و دوقدم مانده به خانه ات
.
.
می بینی !
حتی خواب هم مرا سرکار می گذارد و دستم را از تو خالی...
چگونه است که دلم با اینهمه بی تابی و بیدلی
باز از هراس تو به تو نمی رسد !
حتی در خواب...
نمی گویم خسته شده ام.
+ نوشته شده در یکشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 15:8 توسط • سـآیـہ•
|
خدآ