دردشـ تآ تهـ استخوآنمـ رآ مےسوزآند حسرتـ تمآمـ لحظهـ هآیے کھ مےخوآهمـ "بآشے" ولے "نمےشود"...

مےخوآهمـ همهـ چیز رآ بآ "تو" تجربه کنمـ ...همهـ چیز رآ بآ تو ادآمهـ بدهمـ ...همهـ ـے روزهآ رآ بآ "تو" شروعـ کنمـ ...همهـ ـے شبــ هآ رآ بآ تو بخوآبمـ...درستـ همیـטּجآ ! چسبیدھ بهـ ضربآטּ  قلبتـ ...چسبیدھ بهـ دآغے آغوشتـ ...چسبیدھ بهـ همیـטּ بآلآ و پآییـטּ شدטּهآـے قفسهـ ـے سینهـ اتـ کهـ بہ اشکـ هآیمـ مجآلـ آرآمشـ ، و بهـ دستهآیمـ شوقـ خوشبختے مےدهند...

مےخوآهمـ خدآ رآ فقط در دمـ و بآزدمـ هآـے تو کهـ بهـ مـטּ نفسـ مےدهد، ببینمـ ...مےخوآهمـ تمآمـ خوآبـ هآـے سیآھ و سفید جهآטּ رآ فقط میآטּ آرآمشـ بآزواטּ تو ببینمـ ...مےخوآهمـ تمآمـ دلشورھ هآیمـ بروند ... تمآمـ شوند ! دستـ از سر خوآبـ و بیدآرـے هآیمـ بردآرند ...

بهـ اینجآیمـ رسیدھ از شنیدטּ شعرهآیے بآ طعمـ نرسیدטּ ...بآ طعمے تلختر از ھرچہ قھوھ ...مےخوآهمـ بآشے و لبهآیمـ بآ تو تمآمـ شعرهآـے عآشقآنهـ ـے تمآمـ شآعرآטּ رآ مزھ کند...گوشـ هآیمـ بآ تو، تمآمـ آهنگـ هآـے عآشقآنهـ ـے جهآטּ رآ بشنوند...

تو کهـ بهتر از همهـ مےدآنی کهـ "مجید" چقدر مےسوزآند ... "فآتحـ" چقدر نمکـ مےپآشد بھ زخمـ هآـے دلمـ ...تو کهـ بهتر از همهـ -حتے بهتر از مـטּ - مےدآنے کهـ "چآوشے" چهـ مےکند بآ دلـ ...هر روز شنیدטּ همهـ ـے اینهآ ، دیگر نهـ رمقے برآـے قلبمـ گذآشتهـ و نهـ سویے برآـے چشمـ هآیمـ ..."کآشـ بودـے" ...کآشـ اینجآ بودـے ...کآشـ خدآ بآ "کمـ آوردטּ هآیمـ" مدآرآ مےکرد ... آخرشـ دآغـ ایـטּ همهـ "اـے کآشـ" مرآ دقـ مےدهد یکــ روز...