دعاے باران بخوان براے چشمهایمـ !

اینجا بغضے بہ پهناے یک آسمان خانہ کرده است در دلمـ

و شمال و جنوب خاطره هامان ابرےست !

با این حالـ تلنگر صداے تو براے بارشمـ الزامـ است ...

ناممـ را صدا کن تا وا شود این بغض لعنتے ...