درگیر رؤیاتمـ
سقف "چشمهایم" چڪه مے ڪـند
"دستهایت" را به من قرض مےدهے !
مےخواهم
آرامش از "دست رفته ام" را بازیابم
میان "بازوانت" ...
+ وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند...
+ دارم می میرم واسه شنیدن یه ثانیه از نفسات...
+ نوشته شده در شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 14:32 توسط • سـآیـہ•
|
خدآ