سقف "چشمهایم" چڪه مے ڪـند

"دستهایت" را به من قرض مےدهے !

مےخواهم آرامش از "دست رفته ام" را بازیابم

میان "بازوانت" ...

+ وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند...

+ دارم می میرم واسه شنیدن یه ثانیه از نفسات...