هوس ڪرده ام ڪه تو باشے

مـטּ باشمـ

و هیچ ڪس نباشد

آنگاه

داغتریـטּ آغوشـ ها را از تنت

و شیریـטּ تریـטּ بوسه ها را از لبانت بیروטּ ڪشم

به تلافے تمام روزهایے ڪه مےخواهمت و نیستے

+ اینـڪه مےدونم میاے و حرفام رو مےخونےچقد خوبه ...